دخملی ما تو دندون در اوردن خدارو شکر زرنگه الان 12 دندونه شده
دوتا بالا در اورده دوتا پایین دوتا اولی تو اسفند در اورد دوتای دیگه تو عید الان دیگه قشنگ کامل می تون غذا
بخوره 

خوب از حرفا وکارای که سما میکنه بگم
وقتی صدای زنگ تلفن آیفون می شنوه داد میزنه میگه کیــــــــــــــــــــه 
هرچیزی میبینه میگه چیه صداشم که میکنیم میگه چیه بله هم میگه بعضی وقتا البته
بوس صدا دارم میکنه بهش میگم گریه کن دست میزاره روچشماش یعنی داره گریه میکنه
بهش میگم الکی بخند میگه هاها 

موضوع :
خب برمیگردیم به عقب یازده ماهگی سما گلی مامان
در یازده ماهگی سما کوجولو شروع کرد به راه رفتن جند قدمی میرفت میافتاد تا اینکه کم کم یاد گرفت
خودش پاشه راه بره بدونه اینکه کسی کمکش کنه قوربون قدمات ایشالله تو مسیر خوشبختی قدم برداری مهربونم
ویه اتفاق دیگه این بود که سما جون ما مریض شد
الهی بمیرم بچم اب شد اسهال استفراغ شدید گرفت
تا روز تولدش طول کشید انقدر حالت بد شد که تبم بهش اضافه شد مجبور شدیم ببریمت بیمارستان
بستریت کنیم خلاصه 11 روز ما بااین مریضی سر کردیم راستی مرسی خاله مهرنوش خاله سحر که زنگ زدین حال سما پرسیدین بوسسسسس
این عکس مال زمانیه که از بیمارستان مرخص شدی

موضوع :
ده ماهگی پراز رویدادهای جدید 
اولین رویداد، سمای مامان دست دسی میکنه هوراااا
٥روز بود که وارددهمین ماه زندگیت شده بودی عزیزم
که تو رورئکت نشسته بودی یه دفعه دیدم داری دست میزنی بابای هم دید خیلی بهت خندیدیم خیلی
بامزه دست میزنی اونم صدا دار،فدای اون دست های کوچولو بشم من مامانی
دومین رویداد،سما سه تا دندون دیگه در اورد ماشالله تو دندون در اورد زرنگی ولی تو حرف زدن نه دوتا بالا
یکی دیگه پایین الان هشتا دندون داری قوربون همشون بخولمشون 
ششمین دندون ١٤/٨/١٣٩٠
هفتمین دندون ١٧/٨/١٣٩٠
هشتمین دندون١٩/٨/١٣٩٠
یادم رفت بگم سما گلی چند وقته که می ایسته سر پاش بدونه کمک 
سما گلی قبل از اینکه بخواد فوضولی کنه میگه جیزه با اون انگشت کوچیکش
خدایا شکرت ازاین فرشته کوچولو ی که به مادادی خودت نگهدارش باش انشالله
خب حالا چند تا عکس از ده ماهگی سما گلی من
موضوع :
سمای مامان امروز وارد ده ماه میشه فدای تو بشم من
چه زود داره میگذر آدم به گذشت زمان که فکر میکنه خیلی دلش میگیره هی دخملم همدمم
سماجون مامان میگه البته موقعی که گشنه میشه ولی تا دلت بخواد بابای میگه
از دیشب تاحال هی باخودش تکرار میکنه بابا بب بابا با بابای دل منو آب میکنه یه عکس بزارم از فوضولی
کردنت کارای خطرناک

موضوع :
.jpg)
شب که میشه ستاره ها
راهی آسمون میشن
دور و بر ماه میشینن
همدل و همزبون میشن
شب ها بیا کنارهم
به آسمون نگا کنیم
ستاره ها را ببینیم
با همدیگه دعا کنیم
به یاد بیاریم که خدا
ما آدما را آفرید
ماه قشنگ نقره ای
ستاره ها را آفرید
بیا با هم بگیم خدا،
خدای پاک و مهربون
هر کسی که به یادته
به آرزوهاش برسون
**************************
موضوع :
























.gif)
.gif)
.gif)

